مؤلف مجهول

111

شرح قصيده برده ( فارسي )

ربّ لا تذر على الأرض من الكافرين ديّارا . « 56 » پس بر وفق قول ابو بكر رفت ، و ازيشان فدا فرا گرفتند . و آن قصّه دراز است . و بعد از آن بيشتر از ايشان باسلام در آمدند و هدايت يافتند و از صحابهء كبار شدند ! [ بيت 123 ] 123 يجرّ بحر خميس فوق سابحة * ترمي بموج من الأبطال ملتطم ميكشد درياى لشكر را بر بالاى اسبان دونده ، و مىاندازد موجى از دليران و پهلوانان جوش‌زننده و خروش‌كننده را . [ بيت 124 ] 124 من كلّ منتدب للّه محتسب * يسطو بمستأصل للكفر مصطلم [ اين پهلوانان همه اجابت كنندگان دعوت خداى تعالى هستند كه از بهر كسب رضاى خداوند قدم بميدان كارزار نهاده‌اند ، و حمله ميكنند با سلاحهايى كه كفر را از بيخ و بن برمىكند و زمين را از فساد اهل عناد پاك مىسازد . يعنى : حضرت رسالت لشكرى را كه همچون درياى خروشان موّاجى است ازين سو به آن سو ميكشد ، و اين لشكريان بر اسبان رهوار كوه پيكر نشسته‌اند ، اسبانى كه از سرعت رفتار به كشتى مىمانند كه

--> ( 56 ) . ذيل آيهء 26 سورهء نوح .